لغت نامه دهخدا
گاراژداری. ( حامص مرکب ) عمل گاراژدار. گاراژ داشتن. به کار گاراژ پرداختن. رجوع به گاراژ و گاراژدار شود.
گاراژداری. ( حامص مرکب ) عمل گاراژدار. گاراژ داشتن. به کار گاراژ پرداختن. رجوع به گاراژ و گاراژدار شود.
۱ - عمل و شغل گاراژدار. ۲ - ( اسم ) اجرت نگاهبانی ماشین و وسیل. نقلیه: شبی.... ریال از ما گاراژداری میگیرد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 5: داخل شدن به محلهاى غير مسكونى مانند كاروانسرا، فروشگاه، گاراژ و...مانعى نداردولى بايد روى علتى باشد: ليس عليكم جناح ان تدخلوا بيوتا غير مسكونة فيهامتاع لكم (490)
💡 او به خاطر ترویج موسیقی رایگان در میان زاغهنشینها و فرودستان، زبانرد بود. او برنامه موسیقی رایگان خود را با پایهگذاری اِلسیستِما در سال ۱۹۷۵ را در گاراژی با ۱۱ نوازنده آغاز کرد. این برنامه در دیگر کشورها و بهخصوص در اسپانیا و اسکاتلند به موفقیت دست یافت.
💡 تاریخ نخستین آثار منتشرشدهٔ داباستپ به سال ۱۹۹۸ بازمیگردد. آن آثار که به مراتب تاریکتر و اکسپریمنتالتر از آثار امروزی داباستپ بودند؛ در واقع ریمیکسهای بیکلامی در سبک داب از ترانههای تو-استپ گاراژ بودند که از برخی عناصر آمیخته به فانک سبک بریک بیت، یا عناصر تاریک درام اند بیس در آنها استفاده شدهبود.
💡 گرینهورنز (انگلیسی: The Greenhornes) گروه موسیقی گاراژ راک آمریکایی است که سال ۱۹۹۶ میلادی در سینسیناتی، اوهایوی آمریکا تشکیل شد. اعضای گروه عبارتند از کریگ فاکس (خواننده/گیتارنواز)، جک لارنس (گیتاربیس) و پاتریک کیلر (درامر). این گروه تاکنون چهار آلبوم استودیویی منتشر کردهاست.