لغت نامه دهخدا
شری زده. [ ش َ را زَ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) مبتلا به شرا و مخملک شده. ( ناظم الاطباء ). رجوع به شری شود.
شری زده. [ ش َ را زَ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) مبتلا به شرا و مخملک شده. ( ناظم الاطباء ). رجوع به شری شود.
مبتلا به شرا و مخملک شده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بروئی (انگلیسی: Bruit) نوعی صدای غیر طبیعی در هنگام سمع عروق است که بر اثر آشفتگی جریان خون هنگام عبور از یک شریان تنگ شده ایجاد میشود.
💡 چون بپیونداند او با قبضۀ شمشیر دست بگسلد هرچ اندر اندام عدو شریان بود
💡 نه طور منصب شاهان بود که بیع و شری به قصد کسب معاش خود اختیار کنند
💡 سیرنوملیا نخستین بار در سال ۱۵۴۲ گزارش شد. در سال ۱۹۲۷، اتو کامپمایر ارتباط بین سیرنوملیا و شریان بند ناف یگانه را کشف کرد.
💡 اگر به جان و به دل دلبری توانی یافت بخر که سود تو حاصل شود به بیع و شری