لغت نامه دهخدا
خرمای بغداد. [ خ ُ ی ِ ب َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) رجوع به موش ماله شود.
خرمای بغداد. [ خ ُ ی ِ ب َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) رجوع به موش ماله شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مزارع خرمای عجوه اطراف مدینه را احاطه کردهاند. سالانه هزاران تن خرمای عجوه از منطقه مدینه صادر میشود.
💡 هماکنون این روستا دارای باغستانهای خرماست که از طریق قنات و چاههای آب تغذیه میشوند. خرمای این ناحیه بسیار مرغوب است و در سطح شهرستان شهرت دارد.
💡 بیابانهای گرم بحرین و صدها درخت خرمای این کشور نیز مشهور است.
💡 این به نزد مرد دانا زشتتر یا به بصره بردنت خرمای تر؟!
💡 درختی پر از زحمت با استهلاک بالا، تغییرات اقلیمی بازده ای درخت خرما به طور خاص خرمای پیارم را کاهش داده است به گونه ای که هزینه باغدار با درآمد حاصل از نگهداری آن همخوانی ندارد.