خانه باف

لغت نامه دهخدا

خانه باف. [ ن َ / ن ِ ] ( ن مف مرکب ) جامه ای که در خانه بافته شده باشد. ( ناظم الاطباء ). قماشی که آنرا غلامان و خانه زادان بافته باشند. چنانکه در اصفهان چیزهای کار غلامان شهرت و امتیاز دارند. ( از آنندراج ):
ز کتان و متقالی خانه باف
زده کوهه کوهه چون کوه قاف.نظامی.

فرهنگ فارسی

جامه ایکه در خانه بافته شده باشد

جمله سازی با خانه باف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 روستا دارای مسجد و مدرسه راهنمایی و دبستان و خانه بهداشت و جاده آسفالت و آب و برق و گاز و تلفن می باشد

💡 بود از آشیان جغد ره در خانه عنقا در آن بوم و بری کش دارد انصاف تو آبادان

💡 مخور در خانه کس هیچ زنهار که با تو آن کند کان زاغ با مار

💡 در این حین نیروهای اس‌اس خانه را در محاصره خود داشتند.

💡 ساسون مرد خیری بود و از همین روی بخشی از اموال از جمله خانه‌اش را وقف کرد.

💡 در او هر سو چکاوک خانه کرده چو هدهد کاکل خود شانه کرده

عزیز دل یعنی چه؟
عزیز دل یعنی چه؟
گرایش یعنی چه؟
گرایش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز