لغت نامه دهخدا
توپوزی زدن. [ زَ دَ ] ( مص مرکب ) مجازاً، کسی را با گفتاری تند مأیوس کردن. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).
توپوزی زدن. [ زَ دَ ] ( مص مرکب ) مجازاً، کسی را با گفتاری تند مأیوس کردن. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).
مجازا کسی را با گفتاری تند و مایوس کردن ٠
💡 آگاه باشيد افرادى كه كاسه داغ تر از آش هستند، براى دامن زدن به اختلافات، چيزهاىساختگى در دينتان ايجاد مى كنند؛
💡 بارگه بالاتر از کون و مکان خواهم کشید پنج نوبت بر فراز لامکان خواهم زدن
💡 زمین قابل کشت زمینی است که برای شخم زدن مناسب است، چنانکه از زمین چراگاهی و زمین جنگلی دائمی جدا میباشد.
💡 قامتت چون حلقه گردد چشم عبرت باز کن کز جهان سفله می باید ترا بر در زدن
💡 نفس هر پر زدن خون دگر در پرده میریزد طبیب زندگی شغلی همین نیش مجس دارد