لغت نامه دهخدا
بالا کلا. [ ک َ ] ( اِخ ) از دهات چهاردانگه هزارجریب ساری. و رجوع به ترجمه مازندران و استرآباد رابینو ص 163 و 166 و رجوع به بالا کولا شود.
بالا کلا. [ ک َ ] ( اِخ ) از دهات چهاردانگه هزارجریب ساری. و رجوع به ترجمه مازندران و استرآباد رابینو ص 163 و 166 و رجوع به بالا کولا شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پروردم آن بالا بناز تا کش شبی در بر کشم کی این گمان بردم که او روزی بلای من شود
💡 پسر آدم نفس فلک و عقل ملک هر دو پستند و بود بالا این طرفه پسر
💡 پیش او گر ز بر بالای جهان او رسته است زیر و بالای زمین و آسمان پیداست کیست