معسل
لغت نامه دهخدا
معسل. [ م ُ ع َس ْ س َ ] ( ع ص ) معجون معسل؛ معجون با انگبین سرشته. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ). به عسل آمیخته. با عسل سرشته. عسل پرورد. به عسل پرورده. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
- زنجبیل معسل؛ زنجبیل با عسل پرورده. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( از محیط المحیط ).
فرهنگ فارسی
معجون معسل معجون با انگبین سرشته
جمله سازی با معسل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تنباکوی میوهای نیز چند سالی است که به دست اعراب تولید شدهاند و با انواع اسانس و طعمهای گونا گون در دسترس همگان است؛ حتی در کشورهای دیگر. البته، به گفته پزشکان این نوع تنباکو از بدترین نوع برگ توتون تهیه شده که در کارخانهها معمولاً دور ریز تولیدات آنها است، ولی به واسطه مواد شیمیایی معطر و بستهبندیهای پُر زرق و برق آنها را با نام تنباکوی میوهای در ایران و نام عربی معسل در کشورهای عربی به فروش میرسانند. استعمال قلیان میوهای در برخی شهرها و کشورهای اروپایی و آمریکایی همه گیر شده و خیلی از جوانان قلیان میوهای را به عنوان تفریح انتخاب کرده و ساعتی را در کافی شاپ یا (Hookah Lounge) برای سرو قلیان اختصاص میدهند.