عاقل اباد

لغت نامه دهخدا

( عاقل آباد ) عاقل آباد. [ ق ِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان سرشیو بخش مرکزی شهرستان سقز واقع در 28هزارگزی جنوب باختری سقز و 2هزارگزی باختر دره آبی. شغل اهالی زراعت است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 5 ).

فرهنگ فارسی

( عاقل آباد ) دهی است از دهستان سرشیو بخش مرکزی شهرستان سقز واقع در ۲۸ هزار گزی جنوب باختری سقز و ۲ هزار گزی باختر دره آبی. شغل اهالی زراعت است.

جمله سازی با عاقل اباد

💡 جهانده گورمدوک واعظ بیزوم مجنون تکی عاقل که ال دین وئرمَدی بیر لحظه هرگز دشت دامانی

💡 عاقل حبیبیان (زاده ۲۵ فروردین ۱۳۶۵ در نقده) قایقران روئینگ، تیم ملی قایقرانی مردان ایران بود.

💡 به آدم عاقل قبل از حادثه خبر نمى دهند و انسان را تعليم مى دهند تا بداند و به كاربندد.

💡 عاقل اگر به عقل کند التجا ولی ما عاشقیم و عشق تو ما را بود پناه

💡 2 هركس عاقل تراست، دنيا را كوچك تر مى بيند. (يقول امثلهم طريقة ان لبثتم الاّيوما)

💡 به نزد مردم عاقل مراد عقل تویی ز هر چه گردون تأثیر کرد و ایزد خواست