راخر تاب

لغت نامه دهخدا

راخرتاب. [ خ ُ ] ( اِخ ) شهرکی است خرم و با آبهای روان بنزدیکی دریای کبودان. ( حدود العالم چ تهران ص 93 ).

فرهنگ فارسی

شهر کیست خرم و با آبهای روان نزدیکی دریای کبودان.

جمله سازی با راخر تاب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 هان و هان بر خود ببخشاید از آن شاعری کو راخری نرگرسنه ست

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران