لغت نامه دهخدا
بنات الفکر. [ ب َ تُل ْ ف ِ ] ( ع اِ مرکب ) آراء و افکار و هر آنچه در اندیشه خطور کنند. ( از المرصع ).
بنات الفکر. [ ب َ تُل ْ ف ِ ] ( ع اِ مرکب ) آراء و افکار و هر آنچه در اندیشه خطور کنند. ( از المرصع ).
آرائ و افکار و هر چه آنچه در اندیشه خطور کنند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این نویسنده در کتاب مناهج الفکر نیز میگوید: مصریان در آن روز شادی کرده، آتش میافروزند و آب بر روی هم میپاشند که از مراسم ایرانیان به مراتب مفصل تر است.
💡 با تو میگوید آن حکیم ولی کاول الفکر آخرالعمل
💡 - مؤسسه دار الفکر شیعه، قم، ۱۳۸۴: دانشمندان شیعه
💡 وصف او لایزال و لم یزل است اول الفکر و آخرالعمل است
💡 چرایی دایم الفکر اینت بس نیست که چون از تو گذشتی جز تو کس نیست
💡 او در کتاب «تراثنا الفکری فی میزان الشرع و العقل» صریحاً از من نام برده و مرا مورد تمجید قرار داد.