لغت نامه دهخدا
باروت کوب. ( نف مرکب ) باروطکوب. کسی که باروت میسازد. ( ناظم الاطباء ). آنکه باروت را کوبد و نرم سازد.
باروت کوب. ( نف مرکب ) باروطکوب. کسی که باروت میسازد. ( ناظم الاطباء ). آنکه باروت را کوبد و نرم سازد.
💡 ماشین جنگی مغول به سمت جنوب حرکت کرد و در سال ۱۲۳۷ در حمله به شهرستان شوو (امروزی]، آنهوئی از بمبهای باروت [هوو پائو] برای سوزاندن برجهای دفاعی استفاده کردند. این بمبها ظاهراً کاملاً بزرگ بودند. چند صد نفر یک بمب را شلیک میکردند و اگر بمب به برج برخورد میکرد بلافاصله میتوانست آن را خرد کند.
💡 اختراع باروت را نیز به غلط به او نسبت دادهاند و بعضی وی را سازنده تلسکوپ و میکروسکوپ شمردهاند ولی سند این ادعا بسیار ضعیف است.
💡 از فیلمها یا برنامههای تلویزیونی که وی در آن نقش داشتهاست، میتوان به رابین هود، بیگانه علیه غارتگر، نیروی نهایی، ورا دریک، هکس، باروت، خیانت و دسیسه و چرنوبیل اشاره کرد.
💡 احتراق یک واکنش ترمیت بهطور معمول نیاز به یک جرقه (فشفشه) یا نوار منیزیمی دارد که به راحتی قابل دستیابی است، اما ممکن است به تلاشهای مداوم نیاز داشته باشد، زیرا احتراق میتواند غیرقابل اطمینان و غیرقابل پیشبینی باشد. این دماها را نمیتوان با فیوزهای باروت مرسوم، میلههای نیتروسلولز، چاشنیها، آغازگرهای آتشبازی، یا سایر مواد اشتعالزا معمولی بدست آورد.
💡 گوگرد بعنوان ماده اولیه در کارخانجات تهیه ترکیبات گوگردی، اسید سولفوریک، کودهای مصنوعی، عایقهای الکتریکی، صنایع داروئی و کارخانجات تولید لاستیک، باروت و کبریت و صنایع بهداشتی مورد استفاده قرار میگیرد.در شركت پتروشيمي خارك گوگرد بصورت گرانول توليد میشود