مجرمه

مترادف‌ها

گناهکار، مجرم

متضادها

بی‌گناه

لغت نامه دهخدا

( مجرمة ) مجرمة. [ م ُ ج َرْ رَ م َ ] ( ع ص ) مؤنث مُجَرْم. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به مجرم شود.

جمله سازی با مجرمه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 قال على (ع ):... ان محمدا لما دعا الى الايمان بالله و التوحيد له كنااهل البيت اول من امن به و صدقه فيما جاء به فلبثنا احوالا كامله مجرمه تامه و ما يعبداللهفى ربع ساكن من العرب غيرنا.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران