لکیعه
لغت نامه دهخدا
( لکیعة ) لکیعة.[ ل َ ع َ ] ( ع ص ) تأنیث لکیع. کنیزک فرومایه. || ( اِخ ) بنولکیعة؛ گروهی است. ( منتهی الارب ).
جمله سازی با لکیعه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 عبدالرحمن پیش از اسلام آوردن با لکیعه دختر ابوسفیان ازدواج کرد.