لغت نامه دهخدا
قل دادن. [ ق ِ دَ ] ( مص مرکب ) در تداول، چیزی مدور را در زمین به حرکت درآوردن. چیز مدوری را با تکانی در سطحی به غلطیدن داشتن. مدحرجی را غلطانیدن بر سطحی. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به غل خوردن و غل دادن شود.
قل دادن. [ ق ِ دَ ] ( مص مرکب ) در تداول، چیزی مدور را در زمین به حرکت درآوردن. چیز مدوری را با تکانی در سطحی به غلطیدن داشتن. مدحرجی را غلطانیدن بر سطحی. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به غل خوردن و غل دادن شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فرمود: اى عمرو! بزرگترين گناهان كبيره، شريك قرار دادن براى خدا است، چنانكهخداوند (در سوره نساء آيه 48) مى فرمايد: ان الله لا يغفر ان يشرك به و يغفرمادون ذلك لمن يشاء و من يشرك بالله فقد افترى اثما عظيما خداوند هرگزشرك را نمى بخشد، و پايين تر از آن، هر كس را بخواهد (و شايستگى داشته باشد) مىبخشد، و آن كس كه براى خدا شريكى قائل گردد، گناه بزرگى مرتكب شده است.
💡 چون رسول اكرم (ص ) از دنيا رحلت فرمود: جمعى از انصار بسوى سعد بن عباده (رئيسقبيله خزرج ) متوجه شده و در سقيفه (محلى بود كه از شاخه هاى خرما سقف آنرا پوشانيدهو براى فصل دادن امور در آنجا اجتماع مينمودند) جمع شدند.
💡 اورخان که گفته میشود غم از دست دادن فرزند او را به شدت متأثر کرده بود، در سال ۱۳۶۲ و احتمالاً با دلایل طبیعی در بورسا، در سن هشتاد سالگی و پس از ۳۶ سال حکمرانی چشم از جهان فروبست و در همانجا در مقبرهای اختصاصی به خاک سپرده شد.