حجر منفی
لغت نامه دهخدا
حجر منفی. [ ح َ ج َرِ م ِ ن ِ ] ( ترکیب وصفی،اِ مرکب ) حکیم مؤمن گوید: بنون بعد از میم و قبل از فا، سنگی است که از نواحی مصر آرند شبیه بسنگ ریزه و ابلق از الوان مختلفه، طلای سائیده او با آب باعث بی حسی عضو میگردد -انتهی. داود ضریر انطاکی در تذکره گوید: قیل انه کالزیتون حجماً و انه یوجد بمنف من اعمال الجیزة اذا طلی به العضو ذهب حسه فلایشعر بالقطع -انتهی. و در مفردات ابن البیطار آمده است: قال دیسقوریدوس: هو حجر یوجد بمصر بالمدینة التی یقال لها منف ( منفیس ) و هو فی عظم حصاة و فی الحجر الواحد منه الوان مختلفة و قد یقال انه اذا سحق هذاالحجر و بل و لطخ به علی الاعضاء التی یحتاج الی قطعها و کیها منع من الوجع بابطاله الحس.
فرهنگ فارسی
حکیم مومن گوید بنون بعد از میم و قبل از فائ سنگیست که از نواحی مصر آرند شبیه بسنگ ریزه و ابلق از الوان مختلفه طلای سائیده او با آب باعث بیحسی عضو می گردد
جمله سازی با حجر منفی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 انسان از ۱۵۰۰۰ سال پیش در شبهجزیره اسکاندیناوی میزیستهاست. نمادهای سنگی بهجامانده از عصر حجر نشانگر زندگی انسان یکجانشین در این منطقه است که با شکار، ماهیگیری و جمعآوری گیاهان زندگی میکردند. در عصر برنز ساکنان اسکاندیناوی به تجارت با دیگر بخشهای اروپا روی آوردند. در عصر آهن آبوهوا سردتر شد و اثر منفی بر زندگی ساکنان سوئد گذاشت. در این دوره جامعه طبقهای نمود بیشتری پیدا کرد و ارتباطات با بخشهای دیگر اروپا از جمله امپراتوری روم عمیقتر شد.