حجر بحری
لغت نامه دهخدا
حجر بحری. [ ح َ ج َ رِ ب َ ]( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) ابن البیطار گوید: قال الغافقی هو حجرٌ یوجد فی ارض المغرب ترمی به امواج البحر کثیراً و هو علی شکل الفلک التی تغزل فیها النساء. مجوف علیه حب ناتی من اسفله الی اعلاه. ان شرب منه وزن دانق و هو عشر شعیرات کسرالحصاة و فتتها. قال: و هذه صفه القنفذالبحری و هو خرقة یرمی بها البحر و قد تناثر شوکها و ذهب ما فی جوفها من اللحم و هی کثیرة، بارض المغرب -انتهی. صاحب تحفه گوید: جسمی است سفید مدور و صلب و در جوف او دانه ای است که به اعلی و اسفل حرکت میکند و از سواحل دریا خیزد و قسمی از اکتمکت است و یکدانگ تا دو دانگ او در تفتیت حصاة هر عضو بغایت مؤثر است -انتهی.
جمله سازی با حجر بحری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گداز قطره بحری را ز خود لبریز میبیند جو دل صهبا شو و از ذره تا خورشید میناکن
💡 عارف چو بحر باید: لب خشک و رخ گشاده بر جای خود چو بحری جوشان و ایستاده
💡 سمهود بحری (به عربی: البحري سمهود)، روستایی از توابع شهرستان ابو تشت در استان قنا و کشور مصر است.
💡 دور از آن گوهر نایاب ز بس گریه، شدیم غرق بحری که در آن بحر کران پیدا نیست
💡 بازیکنان ملوان:محمد احمدزاده، زنده یاد سیروس قایقران، حسین قنبرنژاد، حمید محمدیان، بهروز پرورشخواه، محمدقدیر بحری
💡 بحری (به عربی: بحری) یک منطقهٔ مسکونی در مصر است که در استان اسکندریه واقع شدهاست.