گلفشان کردن

لغت نامه دهخدا

گلفشان کردن. [ گ ُ ل َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) گل پاشان کردن. گل پراکندن. گل ریختن:
خوش باشد در بساره ها می خوردن
وز بام بساره ها گلفشان کردن.( از فرهنگ اسدی ).رجوع به گل افشان کردن شود.

جمله سازی با گلفشان کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مرا به گلشن وصلت رسانده، نیست عبث به بال خویش چو طاووس، گلفشانی من

💡 کی بیاید به کوی تو صنما جز به بوی تو سبب جست و جوی تو چه بود گلفشان تو

💡 رسیده ایم به بزم تو، مهربانی کن شکفته شو ز می، از چهره گلفشانی کن

💡 دیگر بهار شد که هوا گلفشان شود دامن ز خون دیده پر از ارغوان شود

💡 تا باد گلفشان گذرد بر چنار و سرو تا ابر درفشان گذرد بر حضیض و تل

💡 احباب گلفشان به لب جویبار و من خونم ز دیده جوشد و بر طرف جو چکد

معلق یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
دیوث یعنی چه؟
دیوث یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز