کوه محمل

لغت نامه دهخدا

کوه محمل. [ م َ م ِ ]( ص مرکب ) مرکبی که محملی سنگین و بزرگ همچون کوه راحمل تواند کرد: آهن سم، فولادرگ، صاعقه انگیز، صرصرتک، عفریت دل، کوه محمل. ( سندبادنامه ص 252 ).

فرهنگ فارسی

مرکبی که محملی سنگین و بزرگ همچون کوه را حمل تواند کرد: آهن سم فولاد رگ

جمله سازی با کوه محمل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 با دل صد چاک در دنبال محمل چون جرس سر به زانو مانده‌ام کافغان به فریادم رسد

💡 آن نانجيب از راه بغى و عدوان و كفر و طغيان بر ضد خواهش آن مكرمه دوران، امر نمود كهسرها را بر بالاى نيزه زدند و در وسط محمل ها نگاه داشتند وآل رسول را بر همين حال از راهى وارد دمشق نمودند كه ازدحام خلق در آن بسيار بود.

💡 هرگز از راه حرمجویان کسی خاری نچید راه طی کردم به مژگان از پی محمل بسی

💡 چون به فخ رسيديم، محمل را حركت دادم و امام را از خواب بيدار نمودم، امام ازمحمل پياده شد و وضو گرفت و در آنجا نماز گذارد. پرسيدم آيا اين نماز جزءاعمال حج است ؟ فرمود:

💡 شد کاروان و خون دل بیقرار ما رفت از قفای محمل و ما را خبر نکرد

ارق ملی یعنی چه؟
ارق ملی یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز