کشور گذرگاهی

فرهنگستان زبان و ادب

{transit state} [جغرافیای سیاسی] کشوری با ساحل یا بدون ساحل دریا که بین یک یا دو کشور خشکی بست و دریا قرار گرفته است و امکان عبورومرور و حمل ونقل را برای کشور خشکی بست فراهم می کند

ویکی واژه

کشوری با ساحل یا بدون ساحل دریا که بین یک یا دو کشور خشکی‌بست و دریا قرار گرفته است و امکان عبورومرور و حمل‌ونقل را برای کشور خشکی‌بست فراهم می‌کند.

جمله سازی با کشور گذرگاهی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پس از عبور از رودخانه تالیامنتو، روز ۷ نوامبر به رومل دستور داده شد گذرگاهی را که توسط ایتالیایی‌ها محافظت می‌شد مورد حمله قرار دهد.

💡 پس از دو روز تعقیب دشمن، فون مانشتاین توانست روز ۹ ژوئن بر گذرگاهی بر رود سن در ورون دست یابد. سپاه او نخستین نیروی آلمانی بود که روز بعد از این رود گذر کرد. نیروهای او روز ۱۹ ژوئن خود را به رود لوآر رساندند تا در طی ۱۷ روز ۴۸۰ کیلومتر پیشروی کرده باشند.

💡 گروهی گرگ‌نما و افراد مسلح به درویش و بک حمله کرده‌اند. برانابوس برای نجات دادن بک، گذرگاهی باز می‌کند و همه‌ی آنها وارد یک بیمارستان می‌شوند.(مراجعه شود به کتاب سایه مرگ)

💡 سپاهیان از دو سوی، گذرگاه‌های رود کر را گرفتند، ولی آرپاخان توانست از گذرگاهی عبور کند و از قای لشکر ازبک پادشاه درآید.

💡 تنگه خیبر یا گردنه خیبر گذرگاهی معروف در رشته کوه هندوکش است که در مرز میان افغانستان و پاکستان قرار دارد. این گردنه که قرن‌ها محل عبور از آسیای مرکزی بوده اینک راه اصلی بین پیشاور (پاکستان) و کابل (افغانستان) می‌باشد.

💡 نظرگاه تماشایی است در وی هر گذرگاهی همیشه کاروان مصر می آید به بازارش

رویش یعنی چه؟
رویش یعنی چه؟
صنعت یعنی چه؟
صنعت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز