باراوری

مترادف‌ها

باروری، زادآوری

متضادها

عقیمی، بی‌باروری

لغت نامه دهخدا

( بارآوری ) بارآوری. [ وَ ] ( حامص مرکب ) مثمری. میوه داری. بارداری.

فرهنگ فارسی

( بار آوری ) باروری میوه داری مثمری.

فرهنگستان زبان و ادب

بارآوری
{fecundity} [علوم سلامت] 1. توانایی تولیدمثل فرزند به طور مکرر و به تعداد زیاد 2. در جمعیت نگاری (demography )، توانایی بالقوۀ کاراندام شناختی تولیدمثل فرزند زنده

جمله سازی با باراوری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 پزشکان متخصص با بررسی دقیق نتایج آزمایش‌ها، تلاش می‌کنند تا عواملی را که بر میزان باراوری زنان و مردان تأثیر می‌گذارند، شناسایی کنند.

💡 سبک زندگی سالم، تغذیه مناسب و کاهش استرس، از جمله مهم‌ترین فاکتورهایی هستند که می‌توانند به بهبود باراوری در دوران تصمیم‌گیری برای فرزندآوری کمک کنند.

💡 تحقیقات جدید علمی نشان می‌دهد که تغییرات محیط زیست و آلودگی‌های شیمیایی می‌توانند به طور مستقیم بر باراوری انسان‌ها در سراسر جهان اثر بگذارند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران