پیچیده کوهان
لغت نامه دهخدا
پیچیده کوهان. [ دَ / دِ ] ( ص مرکب ) دارای کوهانی نیک بررسته: علوف السنام؛ پیچیده کوهان که گویی بچادر بسته. ( منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
( صفت ) دارای کوهای نیک بر رسته: علوف السنامپیچیده کوهان که گویی بچادربسته.
جمله سازی با پیچیده کوهان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 موشکافان جهان را موی آتشدیده کرد بس که پیچیده است چون زلف بتان مضمون من
💡 شد به هم پیچیده طومار حیات جاودان داستان زلف بی پایان او آخر نشد
💡 چون نفس صائب نیاید سرمهآلود از جگر کمعنان آه آتشبار را پیچیدهام
💡 پیچیده در لباس بدن نیش زندگی خاک عدم عبیر برین پیرهن خوش است
💡 کسی طاقت آتش حسن دارد که چون زلف بر خویش پیچیده باشد