هفت فرشی
لغت نامه دهخدا
هفت فرشی. [ هََ ف َ ] ( ص نسبی ) دارای هفت فرش.به کنایه، زمین که دارای هفت طبقه است:
رفتی ز بساط هفت فرشی
تا طارم سنگبار عرشی.نظامی.
فرهنگ فارسی
دارای هفت فرش بکنایه زمین که دارای هفت طبقه است.
جمله سازی با هفت فرشی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 جانماز یا سجاده فرشی کوچک است که مسلمانان بر کف اتاق یا زمین میگسترند و روی آن نماز میگزارند.
💡 هلال اوج قدر از وضع تسلیم تو میبالد فلک فرشی گر از خود یک خم ابرو فرود آیی
💡 نه عرشیام نه فرشیام نه جنّیام نه انسیام ندانم تا چه مرغیام که نه شمعم نه پروانه
💡 فرش پازیریک، فرشی احتمالاً منتسب به ایران و قدیمیترین فرش دنیا در سال ۱۳۲۸ (۱۹۴۹) توسط سرگئی رودنکو، باستانشناس روس در این فلات، در کنار اشیاء باستانی دیگری در دو گور باستانی کشف شد.
💡 گفتم می است هین بستان گفت هان وچنین نقلی بیار و ز گل فرشی بگسترا