لغت نامه دهخدا
صالح افشار. [ ل ِ ح ِ اَ ] ( اِخ ) رجوع به صالح بیک افشار شود.
صالح افشار. [ ل ِ ح ِ اَ ] ( اِخ ) رجوع به صالح خان افشار شود.
صالح افشار. [ ل ِ ح ِ اَ ] ( اِخ ) رجوع به صالح بیک افشار شود.
صالح افشار. [ ل ِ ح ِ اَ ] ( اِخ ) رجوع به صالح خان افشار شود.
💡 افشار یا اوشار یک محله در غرب کابل، پایتخت افغانستان است. بیشتر جمعیت افشار از مردمان قزلباش میباشد.
💡 هر سه مقام، همان گونه كه پيش تر گذشت، بنا به روايت محمدكاظم، نادرشاه اين سه مقام را از سال 1148 ه.ق. / 1735 م. از دربار خود حذف كرد ولى در جمع مشاغل دربار و ولايات تا سال فوق ديده مى شود؛ چنان كه على رضا بيك افشار، در سال 1146 ه.ق. / 1733 م. كه هنوز نادر، مقام نيابت سلطنت را داشته، به عنوان ايشيك آقاسى او بوده و در همين سال به فرمان وى، در بغداد كشته مى شود (ج يك، ص 441...)
💡 نام عمارلو برگرفته از نام یکی از اقوام کرد کرمانج است که حدود ۳۰۰ الی ۴۰۰ سال پیش توسط نادرشاه افشار به منطقه برای دفاع از ایران در برابر قوای روسیه تزاری کوچانده شدند. ایشان نیز با ورود به منطقه نام آن را به عمارلو تغییر دادند.