اغال پشه
لغت نامه دهخدا
( آغال پشه ) آغال پشه. [ پ َش َ / ش ِ ] ( اِ مرکب ) نام درختی که آن را به عربی شجرةالبق گویند. پشه غال. سارخکدار. سارشکدار. لامشگر. کژم. کنجک. ناژین. پشه خار. پشه دار. دردار. و نام دیگرآن سده است. و خریطه گونه ها بر آن پدید آید که پشه در آن جای دارد و بعضی گفته اند که سفیدار و سفیددار وسپیدار همین درخت است.
فرهنگ معین
( آغال پشه ) (پَ ش ِ ) (اِمر. ) درختی است بزرگ و بر آن کیسه هایی پدید آید که پشه در آن ها جای دارد، شجرة البق، پش غال، پشه - خار، سارخک دار، سارشک دار، نارون نیز گویند.
فرهنگ عمید
( آغال پشه ) پشه غال، درختی که در آن پشۀ بسیار جمع شود، درخت نارون.
فرهنگ فارسی
( آغال پشه ) ( اسم ) ۱ - درختی است بزرگ و بر آن کیسه هایی پدید آید که پشه در آنها جای دارد شجره البق پشه غال پشه خار سارخکدار سارشکدار. ۲ - نارون ۳- سپیدار
نام درختی که آنرا بعربی شجره البق گویند پشه دار
جمله سازی با اغال پشه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چون سنگ و خاک در کف راد تو سیم و زر چون مور و پشه پیش خدنگ تو شیر و پیل
💡 غفلت نشو و نمایت صرفهٔ جمعیت است تخم این مزرع به جای پشه آفت میکشد
💡 گریزد از شکوهش دیو دون چون پشه صرصر بجز وی کی چنین کردار از دیار میآید
💡 بدان سگی که وفا کرد و برد نام ابد به پشهای که غزا کرد و یافت گنج ثواب
💡 در پشه خاکیهای زیرخانوادهٔ فلوبوتومبنه سر، سینه، شکم بهطور انبوه با موهای بلند پوشیده شدهاست.