استهزای اذان
مترادفها
تمسخر اذان
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] استهزای اذان (قرآن). از برخی آیات قرآن استفاده می شود که استهزای اذان حرام است.
یایها الذین ءامنوا لاتتخذوا الذین اتخذوا دینکم هزوا و لعبا من الذین اوتوا الکتب من قبلکم و الکفار اولیاء... • و اذا نادیتم الی الصلوة اتخذوها هزوا و لعبا... (از این که خداوند از ایجاد دوستی با استهزاگران دین نهی کرده و استهزای اذان را یکی از مصادیق استهزای دین شمرده است، استفاده می شود که استهزای دین و اذان، حرام و گناهی بزرگ است؛ البته اگر بپذیریم که بازگشت ضمیر مفعولی «اتخذوها» به «مناداة»، مصدر «نادیتم» است.)
گناه استهزای اذان
استهزای اذان نماز از گناهان بزرگ می باشد.یایها الذین ءامنوا لاتتخذوا الذین اتخذوا دینکم هزوا و لعبا من الذین اوتوا الکتب من قبلکم و الکفار اولیاء... • و اذا نادیتم الی الصلوة اتخذوها هزوا و لعبا...
حرمت رابطه با استهزاکنندگان اذان
یایها الذین ءامنوا لاتتخذوا الذین اتخذوا دینکم هزوا و لعبا من الذین اوتوا الکتب من قبلکم و الکفار اولیاء... • و اذا نادیتم الی الصلوة اتخذوها هزوا و لعبا... (در آیه ۵۷، ایجاد رابطه دوستی با استهزاکنندگان دین منع شده است، و در آیه ۵۸ از استهزاکنندگان اذان (بنابر رجوع ضمیر «اتخذوها» به مصدر «نادیتم») سخن به میان آمده است؛ بنابراین، تمسخر اذان، به منزله تمسخر دین و مشمول نهی «لاتتخدوا» است.)
استهزای بانگ اذان
...
جمله سازی با استهزای اذان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اما گالیاییها که بهواسطه پیشاهنگان خود از ماجرا مطلع شدهبودند محاصره کمپ سیسرو را نیمهکاره گذاشته و در عوض به عزم نبرد با خودِ قیصر بهراه میافتند. در دشتی که تلاقی دو سپاه روی داد، سزار که از حیث شمار نیروها در مضیقه بود به حیلهای متوسل شد: او یک کمپ کوچک و حقیر برای خود بر پا کرد و هنگامی که سوارهنظام دو سپاه با یکدیگر به نبرد پرداختند، به جنگجویانش امر کرد عامدانه عقبنشینی کرده و به کمپ بازگردند، دروازههای آن را بسته و همگی تظاهر به بزدلی کنند. گالیاییها رومیان را تعقیب کرده و ـ آنگونه که ژنرال رومی میخواست ـ به دروازه اردوگاه رسیدند و نیروهایشان را در موضعی نامناسب آراستند؛ آنان مشغول استهزای لشکرگاه دشمن بودند که ناگاه سزار از تمامی دروازههای اردوگاه ضدحملهای غیرمنتظره زده و سوارهنظام خود را به عزم سلاخی کردن آنان به بیرون فرستاد. دشمنانش متواری شده و کسی از آنان مطلقاً برای جنگیدن ایستادگی نکرد. او سپس عازم کمپ سیسرو و لژیون او شد، و وقتی بدانجا واصل شد آن لژیون را بهسبب پایمردی در برابر محاصره مورد قدردانی قرار داد و از سرنوشت غمبار سابینوس و کوتا نیز باخبر شد.
💡 «منقول است که [سزار] دارای قامتی بلند، پوستی روشن، اندامی متناسب، فَکی نسبتاً پُر، چشمانی سیاه و سرزنده، و وضع جسمانی سالمی بود جز اینکه در سالهای پایانی زندگیاش بهیکباره از هوش میرفت و حتّی بهیکباره از خواب برخاستن برایش امری طبیعی شدهبود. دو بار نیز در حین انجام کارش قربانی حمله صرع شد. او در رسیدگی به موهای بدنش وسواس داشت بهطوریکه نهتنها با دقّت آنان را میتراشید و آرایش میکرد بلکه خود را کچل هم میکرد و برای همین او را ملامت میکردند؛ زشتیِ کچلی را با مصیبت تحمل میکرد، و بیشتر تجربه کردهبود که [این زشتیِ کچلیاش] دستمایه استهزای تمسخرکنندگان است. برای همین عادت داشت موهای اندکی که داشت را از فرق سَر به عقب بکشاند و از تمامی افتخاراتی که سنا و مردم روم به او دادهبودند هیچیک را با شور و شوقی بیشتر از جواز حمل همیشگی تاجی از برگبوئیان نپذیرفت یا مورد استفاده قرار نداد [تا بلکه با تاج مزبور کچلیاش را بپوشاند]. همچنین نقل میکنند که بهسبب شیکپوشیاش هم مورد توجهبودهاست: وی لباسی حاشیهدار بر تن داشت که تا دستانش (مچ) میرسید و همواره برای سفت کردن آن از کمربندی شُل استفادهمیکرد [...] خیلیها او را در شیکپوشی و تجمل، بسیار وسواسی میدانستند»