لغت نامه دهخدا
( آخشام زدن ) آخشام زدن. [ زَ دَ ] ( مص مرکب )( از ترکی آقشام به معنی شام و شبانگاه ) آقشام زدن. زدن نوبت بر در پادشاهان و حکام گاه فروشدن آفتاب.
( آخشام زدن ) آخشام زدن. [ زَ دَ ] ( مص مرکب )( از ترکی آقشام به معنی شام و شبانگاه ) آقشام زدن. زدن نوبت بر در پادشاهان و حکام گاه فروشدن آفتاب.
( آخشام زدن ) زدن نوبت بر در پادشاهان و حکام گاه فرو شدن آفتاب
💡 دل من آب شد از غیرت اقبال حباب که به یک چشم زدن غوطه به عمان زد و رفت
💡 این پروتکل امنیتی جدید در راستای دور زدن فیلترینگ و توسط تیم تلگرام توسعه داده شدهاست.
💡 رخسار چو لاله اش بدیدم گفتم در سوخته خرمن زدن آتش نه رواست
💡 «هیچ خلبان ایرانی جرئت نزدیک شدن به آسمان بغداد برای برهم زدن اجلاس را ندارد.»
💡 ضربه کرنر؛ از ضربه کرنر میتوان مستقیم گل زد. ۴ ثانیه دارد، اگر ضربه کرنر بهطور صحیح زده نشود ضربه تکرار خواهد شد. در موقع زدن خطاها توپ باید ساکن باشد.
💡 آخر از جلوهٔ تحقیق به حیرت زدنست وعده وصل است و تو آیینه به بر میآیی