موسومه

لغت نامه دهخدا

( موسومة ) موسومة. [ م َ م َ ] ( ع ص ) تأنیث موسوم. ( یادداشت مؤلف ). || داغ کرده شده. نشان داغ خورده: ابل موسومة؛ شتران داغدار.( ناظم الاطباء ). || ارض موسومة؛ زمین باریده. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از آنندراج ). || درع موسومة؛ زرهی که پایین آن را به شبه آراسته باشند. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).

جمله سازی با موسومه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اما ورثه من منحصر است به یک زن معقوده شرعی موسوم سابقا به رزا شیاوی و پس از ازدواج با من رزا قزوینی و یک دختر موسومه به ناهید سوزان قزوینی.

💡 بر اساس نقل ديگرى چون قصيده موسومه به مدارس آيات را نظم نمود قصد آن كرد بهخدمت امام ابوالحسن على بن موسى الرضا عليه السلام بخراسان رود و آن قصيده را بهعرض حضرت برساند گويد:

انسجام یعنی چه؟
انسجام یعنی چه؟
اوشاخ یعنی چه؟
اوشاخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز