منقطعه

لغت نامه دهخدا

( منقطعة ) منقطعة. [ م ُ ق َ طِ ع َ ] ( ع ص ) تأنیث منقطع. ج، منقطعات. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). رجوع به منقطع و منقطعه شود. || المنقطعة من الغرر؛ اسبان که سپیدی پیشانی آنها از سر بینی تا غره چشم رسیده باشد. ( منتهی الارب ). اسبانی که سپیدی پیشانی آنها از منخرین تا به چشم امتداد یافته باشد. ( ناظم الاطباء ).
منقطعه. [ م ُ ق َ طِ ع َ / ع ِ ] ( از ع، ص ) منقطعة. ج، منقطعات. رجوع به منقطع و منقطعة شود. || متعه و زن صیغه که عقد او دائمی نباشد و میژو نیزگویند. ( ناظم الاطباء ). زن که به صیغه تمتع حلال مردی شده است. زن که نکاح شده به نکاح انقطاعی. متعه. زن صیغه. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). رجوع به صیغه شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - مونث منقطع ۲ - زنی که بنکاح انقطاعی در آمده باشد.
تانیث منقطع. یا المنقطعه من الغرر اسبان که سپیدی پیشانی آنها از سر بینی تا غره چشم رسیده باشد

جمله سازی با منقطعه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 كلمه (ام ) به اصطلاح ادبى منقطعه است، كه معناى (بلكه ) را مى دهد، و معنا راچنين مى كند: بلكه مى گويند قرآن را به خدا افتراء بسته، و از ناحيه خدا نيست، آنگاهسخن آنان را رد نموده، مى فرمايد: (بل هو الحق من ربك لتنذر...).

💡 كلمه (ام ) به اصطلاح علم نحو منقطعه است، و استفهام در آيه، انكارى است، و دو جمله(تمنعهم ) و (من دوننا) هر دو صفت آلهه است، و معناى آيه اين است: بلكه سؤال كن آيا آلهه اى غير ما دارند كه ايشان را از عذاب ما حفظ كند؟.

💡 در اين جمله نيز كلمه (ام ) منقطعه است. و فرمان (فليرتقوا) فرمانى است تعجيزى. و كـلمـه (ارتـقـاء) بـه معناى بالا رفتن است. و كلمه (اسباب ) به معناى پله ها وراههايى است كه به وسيله آن به آسمانها صعود مى كنند، و ممكن است مراد از (ارتقاء)اسباب حيله ها و وسيله هايى باشد كه با آن به هدف منع و صرف خود از حق مى رسند.

مهوا یعنی چه؟
مهوا یعنی چه؟
افق یعنی چه؟
افق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز