فیق

فیق

لغت نامه دهخدا

فیق. [ ف َ ] ( ع اِ ) آواز ماکیان. || ( مص ) مردن و جان دادن. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).
فیق. ( ع ص ) بلندقامت مضطرب خلقت. || مرد درازبالا. || ( اِخ ) کوهی محیط بر دنیا. ( منتهی الارب ). رجوع به قاف شود.
فیق. [ ی َ ]( ع اِ ) ج ِ فیقة. ( منتهی الارب ). رجوع به فیقة شود.
فیق. ( اِخ ) شهری است به شام میان دمشق طبریه و عقبه داود که به غور اردن سرازیر میشود. ( معجم البلدان ).

فرهنگ فارسی

شهریست به شام میان دمشق طبریه و عقبه داود که بفور اردن سرازیر می شود.

دانشنامه عمومی

فیق ( به عربی: فیق ) یک شهر در سوریه است که در Fiq واقع شده است. فیق ۲٬۸۰۰ نفر جمعیت دارد.

جمله سازی با فیق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در دهه ۷۰ نسل بومی جدیدی از کارگردانان فیلم، فیلم‌برداران و دیگر عوامل فنی ظهور کردند که بیشتر آنها در مصر، ایتالیا، اتحاد جماهیر شوروی، آلمان غربی، آلمان شرقی، هند و انگلستان آموزش دیده بودند. از جمله فیلمسازان اخیر عبدی علی گیدی، حسن محمد عثمان، ابراهیم عواد، ابراهیم کونشور، فؤاد عبدالعزیز، کومار کبدلا، محمد فیقی و مکسیادیین قلیف قابل اشاره هستند. این نسل جدید تا سال ۱۹۸۲ بیش از ۳۰ فیلم بلند و کوتاه در بدنه سینمایی سومالی تولید کرد که در ۱۲۰ سالن سینمای این کشور به نمایش درآمدند.

ممنون یعنی چه؟
ممنون یعنی چه؟
کماندو یعنی چه؟
کماندو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز