گرم دماغی

لغت نامه دهخدا

گرم دماغی. [ گ َ دِ ] ( حامص مرکب ) کنایه از تکبر باشد. ( غیاث ) ( آنندراج ). غرور. نخوت. ( مجموعه مترادفات ص 256 ). || عربده. مستی. رجوع به گرم دماغ شود.

فرهنگ فارسی

۱ - عربده مستی. ۲ - تکبر خود پرستی.

جمله سازی با گرم دماغی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حسرتی در دل نماند از بسکه ما واسوختیم یک دماغی داشتیم آن هم به سودا سوختیم

💡 محبت مشربم لیک از فسون شوخی سودا به سعی هرزه‌فکریها دماغی بوالهوس دارم

💡 دماغی می‌رسانم از شکست شیشهٔ رنگی به خون رفته پرواز دگر دارند بسمل‌ها

💡 ابر تا برجاست یاران باده در ساغر کنید چشم اختر تا نمی بیند دماغی تر کنید

💡 هر دماغی را به سودای دگر می‌پرورند آتش این خانه دود از موی‌ مجنون می‌کند

💡 کو شور دماغی ‌که به سودای تو افتم گردی کنم ایجاد و به صحرای تو افتم

میسترس یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
تنتهوا یعنی چه؟
تنتهوا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز