کون پارگی

لغت نامه دهخدا

کون پارگی. [ رَ / رِ ] ( حامص مرکب ) کون دادن. ( از آنندراج ). مخنثی. ( ناظم الاطباء ). امردی. مخنثی. ( فرهنگ فارسی معین ):
زخمی که بر آن جفته سیم اندام است
شق القمر معجز کون پارگی است.علی قلی بیک ترکمان ( از آنندراج ).|| فضیحت. رسوایی. ( از ناظم الاطباء ) ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به کون پاره شود.

فرهنگ فارسی

۱ - امردی مخنثی. ۲ - فضیحت رسوایی

جمله سازی با کون پارگی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در فصل ۲۰۰۴ وینوکوروف در مرحلهٔ دوم پاریس–نیس، پنج دقیقه عقب افتاد؛ ولی پس از آن در سه مرحله پیروز شد. در لیژ–باستون–لیژ پس از داویده ربلین و مایکل بوگرد سوم شد. پس از آن در تور سوئیس تصادف کرد و پارگی رباط‌های شانهٔ او باعث شد که تور دو فرانس را از دست بدهد.

💡 واگوتومی جهت کنترل زخم‌های راجعه (عودکننده) و مقاوم به درمان یا برای درمان انبوه خونریزی یا زخم معدهٔ همراه با پارگی انجام می‌شود.

💡 خواص دیگری مانند استحکام شکست، چسبندگی، شفافیت، مقاومت در برابر پارگی، تخلیه ایستا و غیره نیز از عوامل مهم هستند.

💡 مهم‌ترین نقش رباط‌ها در بدن، ایجاد ثبات و پایداری در مفصل است؛ در صورت تشخیص مبنی بر درجه ۳ بودن پس از ارزیابی توسط پزشک، فرد با پارگی کامل رباط صلیبی قدامی[پ ۱۷] و عدم ثبات و پایداری در مفصل زانو مواجه خواهد بود.

💡 وی در ۲۲ مرداد ۱۴۰۰ به گلگهر سیرجان پیوست اما بدون انجام هیچ بازی رسمی برای این تیم، مصدوم شد و دچار پارگی رباط صلیبی شد و فصل را از دست داد. باشگاه گلگهر هم با توافق با این بازیکن به دلیل اینکه مصدومیت در جریان یک بازی محلی رخ داده بود، قرارداد را فسخ کرد.

حلما یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
طرز یعنی چه؟
طرز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز