لغت نامه دهخدا
( کلکان آفتابرو ) کلکان آفتابرو. [ ک َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان بیلوار است که در بخش مرکزی شهرستان کرمانشاهان واقع است و 260 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).
( کلکان آفتابرو ) کلکان آفتابرو. [ ک َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان بیلوار است که در بخش مرکزی شهرستان کرمانشاهان واقع است و 260 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).
کلکان آفتاب رو. کلکان آفتاب رو، روستایی از توابع بخش دینور شهرستان صحنه در استان کرمانشاه ایران است.
این روستا در دهستان حر قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۹۱ نفر ( ۲۳ خانوار ) بوده است. جمعیت کلکان آفتاب رو نسبت به روستای مجاور ( کلکان نسار ) شش نفر کمتر است.
این روستا در شرق روستای کلکان نسار قرار گرفته که این دو روستا با یکدیگر ناحیه کلکان دینور را تشکیل می دهند.
محصولات این دو روستا یکی اند، مانند انگور، هلو، شلیل و گیلاس.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اصلاحات شاه امانالله خان که در سال ۱۹۲۳ در زمینههای اجتماعی انجام شد به واکنش عناصر سنتی و محافظهکار منجر شده و پس از یک جنگ داخلی، در سال ۱۹۲۹ او به کنارهگیری از سلطنت وادار شد. با استعفای امانالله خان و جانشینی وی توسط معین السلطنه عنایتالله خان (۱۴ ژانویه) و استعفای سردار عنایتالله خان (۱۷ ژانویه)، حبیبالله کلکانی که به کابل حمله کردهبود ارگ شاهی را تصرف کرد.
💡 محمد ظاهر، در تاریخ ۲۲ مهر ۱۲۹۳ (۱۵ اکتبر ۱۹۱۴)، کابل زاده شد. او فقط ۱۵ سال سن داشت که پدرش، محمد نادرخان با پایان دادن به حکمرانی دهماهه امیر حبیبالله کلکانی بر تخت سلطنت در کابل نشست.
💡 در زمان سلطنت حبیبالله کلکانی در سال ۱۹۲۹ سرود ملی تازهای ساخته نشد ولی پس از به سلطنت رسیدن محمد نادرشاه، در سالهای ۱۹۳۳ در افغانستان مارش عسکریای ساخته شد که به مثابهٔ سرود ملی در مراسم سلطنتی از آن کاربرد میشد.