کفایت تبیینی

فرهنگستان زبان و ادب

{explanatory adequacy} [زبان شناسی] سطحی از کفایت در توصیف زبان یا نظریۀ عمومی زبان که با آن می توان چگونگی دست یابی گویشور را به کفایت توصیفی در دانش زبانی توضیح داد

ویکی واژه

سطحی از کفایت در توصیف زبان یا نظریۀ عمومی زبان که با آن می‌توان چگونگی دست‌یابی گویشور را به کفایت توصیفی در دانش زبانی توضیح داد.

جمله سازی با کفایت تبیینی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بلکه موارد خلاف هنجار نادیده گرفته می‌شود یا در صورت امکان، تبیینی از آن‌ها صورت می‌گیرد.

💡 مشکل شکاف تبیینی یا مسئلهٔ دشوار آگاهی از طریق چند استدلال بیان شده‌است که در ذیل به برخی از آن‌ها اشاره می‌کنیم.

💡 نشانه دانش نزد یک شخص، توانایی او در ارائه تبیینی(لوگوس) یا بیانی از آن است. (فایدون 76b) و کسی که می‌تواند تبیینی مکفی ارائه دهد همان دیالیکتیسین است(جمهوری 534b). افلاطون در رساله ثئایتتوس تعریف دانش را "داوری صحبح همراه با تبیین" می‌داند، اما تا حدی از موضع عقب می‌کشد چراکه بیان رضایت‌بخش لوگوس نمی‌تواند مستقل از دانش حاصل آید.(ثئایتتوس 201c ff)

💡 متکلمان شیعه نیز با تفاوتهای ظریفی چنین تبیینی از مسئله داشته‌اند.

💡 نظریه ارائه شده توسط دانشمند جوان، با وجود دقت بالا، فاقد کفایت تبیینی لازم برای توضیح تمام پدیده‌های مشاهده شده در آزمایش بود.

💡 در بحث‌های فلسفی، یک استدلال تنها زمانی معتبر است که دارای کفایت تبیینی کافی برای پاسخ به پرسش‌های اصلی موضوع باشد.

💡 منتقدان معتقدند که مدل اقتصادی جدید، به دلیل نداشتن کفایت تبیینی، نمی‌تواند تغییرات ناگهانی بازار را به درستی پیش‌بینی کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران