فرهنگستان زبان و ادب
{freight pending} [حمل ونقل دریایی] مبلغی که اجاره کنندۀ کشتی تعهد می کند در ازای استفاده از کشتی پس از انقضای زمان تعیین شده در اجاره نامۀ کشتی بپردازد
{freight pending} [حمل ونقل دریایی] مبلغی که اجاره کنندۀ کشتی تعهد می کند در ازای استفاده از کشتی پس از انقضای زمان تعیین شده در اجاره نامۀ کشتی بپردازد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هنوز بود معلق سخن درون هوا که جان گرفت و چو هوشش به مغز داد مقر
💡 ز مرگ تست که این خیمه معلق را شکسته میخ و گسسته طناب میبینم
💡 بنگر این سرگشته پیلان معلق در هوا نعرهشان بنگر چو کوس اندر مصاف کارزار
💡 بحر که می صفت کنم خارج شش جهت کنم بحر معلق از صور صاف بدهست پیش از این
💡 در هوایت ز سر ذوق معلق بزنم گر سوی دام تو بازم چو کبوتر خوانند