کباب زدن

لغت نامه دهخدا

کباب زدن. [ ک َ زَ دَ ] ( مص مرکب ) کباب خوردن:
بی تو خونابه کشان جام شرابی نزنند
که ز لخت جگر خویش کبابی نزنند.نورالدین ظهوری ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

کباب خوردن

جمله سازی با کباب زدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مپرس مرغ چمن را که سوخته‌ست ای گل؟ ز آتش تو چو بوی کباب می‌آید

💡 باشد کباب آتش، هر جا سمندری است من آن سمندرم که کباب من آتش است

💡 به سینه گریه گره شد نقاب برتر کش دل کباب مرا زآتش درون برکش

💡 شب از فغان دل همسایگان کباب کنم بلای من همه از دود آه ایشانست

💡 کباب آتش بی‌ دردی ‌ام مکن یارب به حق دیده بیدل که بی نم افتادست

💡 رسید خیل زمستان و آن تموز برفت که خلق زنده بی آتش همی شدند کباب

حلما یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز