لغت نامه دهخدا
چشم نمائی کردن. [ چ َ / چ ِ ن ُ / ن ِ / ن َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از تهدید و تخویف کردن. ( آنندراج ). رجوع به چشم نمائی شود. || ملامت کردن وطعنه زدن. ( ناظم الاطباء ). رجوع به چشم نم-ائی شود.
چشم نمائی کردن. [ چ َ / چ ِ ن ُ / ن ِ / ن َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از تهدید و تخویف کردن. ( آنندراج ). رجوع به چشم نمائی شود. || ملامت کردن وطعنه زدن. ( ناظم الاطباء ). رجوع به چشم نم-ائی شود.
کنایه از تهدید و تخویف کردن. یا ملامت کردن و طعنه زدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چه ذره پست شود آفتاب عالمتاب نمائی ار به بلندی جمال زیبا را
💡 اگر چون او شوی واصل زاعیان نمائی همچو او اسرار پنهان
💡 گرچه در گیتی نمائی دم ز جام جم زنم هم درفش کاوه هم ضحاک افعی پیکرم
💡 وگر از تو همسایه شد پست تر بباید به حالش نمائی نظر
💡 مر یار خویشرا نمائی بدی که تو هرگز بدی ندیدی از یار خویشتن
💡 به پیش خداوند مغرب زمین دلیری نمائی به مردان کین