چشم نمائی کردن

مترادف‌ها

خودنمایی کردن، جلب توجه کردن

لغت نامه دهخدا

چشم نمائی کردن. [ چ َ / چ ِ ن ُ / ن ِ / ن َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از تهدید و تخویف کردن. ( آنندراج ). رجوع به چشم نمائی شود. || ملامت کردن وطعنه زدن. ( ناظم الاطباء ). رجوع به چشم نم-ائی شود.

فرهنگ فارسی

کنایه از تهدید و تخویف کردن. یا ملامت کردن و طعنه زدن.

جمله سازی با چشم نمائی کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 چه ذره پست شود آفتاب عالمتاب نمائی ار به بلندی جمال زیبا را

💡 اگر چون او شوی واصل زاعیان نمائی همچو او اسرار پنهان

💡 گرچه در گیتی نمائی دم ز جام جم زنم هم درفش کاوه هم ضحاک افعی پیکرم

💡 وگر از تو همسایه شد پست تر بباید به حالش نمائی نظر

💡 مر یار خویشرا نمائی بدی که تو هرگز بدی ندیدی از یار خویشتن

💡 به پیش خداوند مغرب زمین دلیری نمائی به مردان کین

💡 معمار با طراحی پنجره‌های بزرگ و استفاده از شیشه‌های شفاف، سعی کرد منظره زیبای کوهستان را برای ساکنان خانه به خوبی چشم نمائی کردن کند.

💡 هدف اصلی این نمایشگاه، چشم نمائی کردن دستاوردهای علمی جدید در حوزه فناوری‌های نوین و معرفی آن‌ها به بازدیدکنندگان و سرمایه‌گذاران بزرگ بین‌المللی است.

💡 برای چشم نمائی کردن زیبایی‌های باستانی شهر، دولت تصمیم گرفت پروژه‌ای برای بازسازی و نورپردازی بناهای تاریخی در مرکز شهر اجرا نماید.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران