پیشی گیرنده
مترادفها
پیشگیر، پیشگیرنده
لغت نامه دهخدا
پیشی گیرنده. [رَ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) که پیشی گیرد: عنون؛ ستور پیشی گیرنده و پیشاپیش رونده در سیر. ( منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
( صفت ) آنکه پیشی گیرد: عزهل پیشی گیرند. شتاب رو.
جمله سازی با پیشی گیرنده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مانندند سایر آنتاگونیستهای گیرنده آلفا-۱، نقشی در مدیریت حین عمل فئوکروموسیتوما دارد.
💡 مطالعات مختلف تأثیرات ژنتیکی مستقیم را نشان دادهاند که حداقل ۴۶٪ از تغییرات زمان بلوغ را در جمعیتهای دارای تغذیه مناسب تشکیل میدهد. ارتباط ژنتیکی زمانبندی بین مادران و دختران قویترین است. ژنهای خاص مؤثر بر زمانبندی هنوز مشخص نیستند. در میان کاندیداها یک ژن گیرنده آندروژن وجود دارد.