لغت نامه دهخدا
پری نبیوس. [ پْری / پ ِ ن ُ] ( فرانسوی، اِ ) جنسی ازحشرات کُلئوپتِر، درازشاخ، از خانواده پری ُنیده مخصوص ناحیه مدیترانه.
پری نبیوس. [ پْری / پ ِ ن ُ] ( فرانسوی، اِ ) جنسی ازحشرات کُلئوپتِر، درازشاخ، از خانواده پری ُنیده مخصوص ناحیه مدیترانه.
جنسی از حشرات ک لئوپتر
💡 حسرت بال و پرم بود که در دام افتم این زمان می کشدم حسرت بی بال و پری
💡 همه خوردنیشان ز مردم بدی پری چهرهای هر زمان گم بدی
💡 ماند آن لعبت پری راگر بود پیداپری مانَد آن دلبر صنم را گر صنم گویا بود
💡 بیارم به رزم تو چندان پری که روی زمین را دگر ننگری
💡 طوطی جان بهوای شکر الفاظت عزم دارد که گرش باز شود بال و پری