لغت نامه دهخدا
هیل بویا. ( اِ مرکب ) قاقله صغار. رجوع به هیل و هیل بوا شود.
هیل بویا. ( اِ مرکب ) قاقله صغار. رجوع به هیل و هیل بوا شود.
قافله صغار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مشک در نافه ی آهوی ختن پندارم به نسیم سر زلف تو مگر شد بویا
💡 باغ و چمن از نسیم گل شده بویا سرو سهی سایه اوفکنده به بستان
💡 نه چون اندام او بد برف زیبا نه چون زلفین او بد باد بویا
💡 تو را بود رنگی و بویی نبودت کنون بوی ازآن زلف بویا گرفتی
💡 تا به رشح قلمت رنگ تشبه جستند مشک و عنبر را بویا و معطر گیریم
💡 هر گلی کاندر درون بویا بود آن گل از اسرار کل گویا بود