هندسۀ میدانی

فرهنگستان زبان و ادب

{field geometry} [ژئوفیزیک] آرایش میدانی برای گسترش خطوط چشمه و گیرنده متـ. چیدمان میدانی field layout هندسۀ برداشت survey geometry

جمله سازی با هندسۀ میدانی

💡 تو میدانی که همچون او نیابی جز این خواهی که کُشته او نیابی

💡 زانکه مال وقف میدانی که چیست جمله خون وریم درویش و دنی است

💡 تغافل میکنی یعنی که دردت را نمیدانم نه میدانی و میدانی که میدانم که میدانی

💡 عملیات میدانی اداره مالیات و تجارت الکل و دخانیات به پنج بخش سازماندهی شده‌است:

💡 در بهای بوسه ی جان بخش جان خواهی ز من جان من اکنون که میدانی به تن جان نیستم

💡 تو میدانی دوای دردم ای دوست که مجروح و عجب رو زردم ای دوست