فرهنگستان زبان و ادب
{open association} [باستان شناسی] پیوستگی فرضی میان دو یا چند شیء یا عنصر باستان شناختی که به همراه یکدیگر یافت شده اند و هم زمانی نهشته گذاری آنها قطعی نیست
{open association} [باستان شناسی] پیوستگی فرضی میان دو یا چند شیء یا عنصر باستان شناختی که به همراه یکدیگر یافت شده اند و هم زمانی نهشته گذاری آنها قطعی نیست
پیوستگی فرضی میان دو یا چند شیء یا عنصر باستانشناختی که به همراه یکدیگر یافت شدهاند و همزمانی نهشتهگذاری آنها قطعی نیست.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از سال 2019 این نمودارها تقریبا غیرقطعی هستند اما یک فهرست جامع گاز گلخانهای در دست است. قطع انتشار گازهای گلخانهای و در نتیجه آلودگی هوا در هند دارای مزایایی برای سلامتی است که ارزش آن 4 تا 5 برابر هزینه آن است و میتواند به صرفهترین مورد در جهان باشد.
💡 میان قواعد یک گرامر منظم چپ (محکم) با قواعد غیرقطعی موجود در ماشین اتوماتیک نامحدود ارتباط مستقیم یکبهیک وجود دارد. چنین دستور زبانی دقیقاً زبان مورد قبول ماشین اتوماتیک را ایجاد میکند؛ بنابراین، گرامر منظم چپ دقیقاً تمامی زبانهای منظم را به وجود میآورد. گرامر منظم راست برعکس این زبانها را توصیف میکندکه آنها نیز خود زبانهای منظم هستند.
💡 ماشین غیرقطعی پشتهای عیان حاکی از آنهایی که قطعی هستند میباشد. از این رو میتوان یک ماشین غیرقطعی پشتهای عیان را به قطعی تبدیل کرد. اما اگر ماشین غیرقطعی
💡 نبردی که فقط با قوای سبک و نسبتاً غیرقطعی انجام میشود، اغلب نبرد دورادور (اسکیرمیش) نامیده میشود، حتی اگر گاهی اوقات نیروهای سنگین تر نیز درگیر شوند.