لغت نامه دهخدا
هرزه لاییدن. [ هََ زَ / زِ دَ ] ( مص مرکب ) بیهوده گفتن. ( حاشیه برهان چ معین، ذیل هرزه لای ). هرزه دراییدن. لک درایی کردن. یاوه گفتن. چرند گفتن. بیهوده گفتن. هذیان گفتن. رجوع به هرزه شود.
هرزه لاییدن. [ هََ زَ / زِ دَ ] ( مص مرکب ) بیهوده گفتن. ( حاشیه برهان چ معین، ذیل هرزه لای ). هرزه دراییدن. لک درایی کردن. یاوه گفتن. چرند گفتن. بیهوده گفتن. هذیان گفتن. رجوع به هرزه شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نه در میان بلایی که بر کنار، پس این جا مکن به هرزه طمع در بلای عشق سلامت
💡 از فیلمها یا مجموعههای تلویزیونی که وی در آنها نقش داشته است میتوان به آقای تیز هرزه و زنان آمازون در ماه اشاره نمود.
💡 یا ز آنست که او در دل ما جا دارد همه جا هرزه دویدیم همین است همین
💡 توان از یک تغافل صد دهان هرزهگو بستن چه لازم رغبت طبعت به طشت پر ز قی باشد
💡 بازیگر پورنوگرافی، پورناستار یا هرزهنگار کسی است در برابر دوربین اعمال جنسی انجام میدهد.