نکو سیما

لغت نامه دهخدا

نکوسیما. [ ن ِ ] ( ص مرکب ) خوش سیما. نکودیدار. زیباروی.

فرهنگ فارسی

خوش سیما. نکو دیدار. زیبا روی.

جمله سازی با نکو سیما

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زان رنگ روی و سیما اسرار توست پیدا کاندر کدام کویی چه یار می‌پسندی

💡 گو نباشد شمع بر خاک این به خون آغشته را نور می بارد ز سیما این چراغ کشته را

💡 تو مانده‌ای و شراب و همه فنا گشتیم ز خویشتن چه نهان می‌کنی تو سیما را

💡 انیمیشن انگشتر سحرآمیز در اولین جشنواره تلویزیونی جام جم سیما برنده بهترین کارگردانی پویانمایی شده است.

💡 این فیلم در پاییز ۱۳۹۱ تولید شده است و از شبکه های شبکه یک،شبکه دو و شبکه سه سیما پخش شده است.

💡 شب روان چو رخ صبح آینه سیما بینند کعبه را چهره در آن آینه پیدا بینند

فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
شب خانه یعنی چه؟
شب خانه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز