نور افکنی

لغت نامه دهخدا

نورافکنی. [ اَ ک َ ] ( حامص مرکب ) نورافشانی. نورفشانی. روشنی بخشی.

جمله سازی با نور افکنی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چو مکشوف شد بر تو این هر دو حال چه می افکنی خویشتن در محال

💡 ای باد اگر رهت ندهد پرده‌دار دوست خود را چو آفتاب ز روزن در افکنی

💡 این ندانی که می من چه کنی هم در آن چه عاقبت خود افکنی

💡 به بیداد چون بر رهی چه کنی سر بخت خود را در آن افکنی

💡 از وثاق محتشم فردا برون خواهد دوید خانه‌سوزی در شهر افکنی مجنون وشی

💡 ای آفتاب اگر تو بخاک افکنی نظر هر ذره خاکرا مه تابنده میکنی

کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
ارق ملی یعنی چه؟
ارق ملی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز