نور فشانی

مترادف‌ها

تابش، درخشش، شعاع‌افشانی

لغت نامه دهخدا

نورفشانی. [ ف َ / ف ِ ] ( حامص مرکب ) عمل نورفشان. رجوع به نورافشانی و نورفشان شود.

فرهنگ فارسی

عمل نور فشان ٠

جمله سازی با نور فشانی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 رفیق خضر خرد شو به سوی چشمه حیوان که تا چو چشمه خورشید روز نور فشانی

💡 نور فشانی است غرض از چراغ بهر تفرّج بُود آیینِ باغ

کلمات مرتبط