نقد مکتب رفتارگرایی
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] نقد مکتب رفتارگرایی (روان شناسی). رفتارگرایی با رفتار کل موجود زنده در رابطه با محیطش سروکار دارد. قوانین ویژه رفتار را می توان از طریق تجزیه محرک و پاسخ پیچیده به اجزای اصلی تر آن به دست آورد.روان شناسی رفتاری واتسون، هم در روش و هم در موضوع کوششی بود در جهت ساختن علمی که از تفکرات ذهن گرایانه و روش های غیرعینی فارغ باشد، یعنی علمی به عینیت و اهمیت علم فیزیک.
در آمریکا نقدهای زیادی به رفتارگرایی صورت گرفت. این نقدها عمدتا از سوی گشتالت گرایان وارد می شد؛ اگرچه افراد دیگری مثل کارل راجرز و دیگران نیز انتقادهایی داشتند.
← نقدهای کافکا
در اروپا رفتارگرایی با چند نوع شیوه برخورد مواجه شد. دوستان و در عین حال دشمنان سرسختی پیدا کرد. در این قاره دشمنان آن فزون تر از حامیانش بودند.یکی از دلایل عمده تفاوت در برابر رفتارگرایی احتمالا جانبداری مکانیکی و مادی گرایانه ای بود که در مخالفت شدید آن با تمامی اشکال ذهن گرایی به چشم می خورد. در بین روان شناسان اروپایی، گرایشی برای جدا کردن جنبه های نظری رفتارگرایی از جنبه های روش شناختی آن وجود داشته است.
← نقدهای ادوارد کلاپارد
۱. ↑ شولتز، دوان پی، تاریخ روان شناسی نوین، علی اکبرسیف، تهران، آگاه، ۱۳۸۴.۲. ↑ میزیاک، هنریک، تاریخچه و مکاتب روان شناسی، رضوانی، آستان قدس رضوی، ۱۳۷۶، ص۵۰۵-۵۰۶.۳. ↑ روزنهان، دیوید ال سلیگمن، آسیب شناسی روانی، سیدمحمدی، تهران، ساوالان، ۱۳۸۶، ص۱۸۹.۴. ↑ هیلگارد، ارنست، نظریه یادگیری، براهنی، جهاددانشگاهی، ۱۳۷۱، ص۳۷۰-۳۷۱.۵. ↑ میزیاک، هنریک، تاریخچه و مکاتب روان شناسی، رضوانی، آستان قدس رضوی، ۱۳۷۶، ص۵۰۵-۵۰۶.
منبع
...
جمله سازی با نقد مکتب رفتارگرایی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 افلاطون معتقد بود که در هنگام تفکر روح انسان با خودش حرف میزند. واتسون J.B Watson از پیشروان مکتب رفتارگرایی در روانشناسی این مطلب را به نحو دیگری مطرح کردهاست: او معتقد است تفکر چیزی نیست مگر سخن گفتن که به صورت حرکات خفیف در اندامهای صوتی درآمدهاست. به عبارت دیگر تفکر همان سخن گفتن است که وارده شده و به صورت حرکات یا انقباضهای خفیف در اندامهای صوتی ظاهر میشود. (ک ۱۹، ص ۱۳۳)
💡 حال آن که دیگران ایده جابهجایی پارادیم را به علوم اجتماعی تعمیم دادهاند. مانند انقلاب شناختی در روانشناسی و جابهجایی از رفتارگرایی به روانشناسی شناختی، انقلاب کینزی در علم اقتصاد و جابهجایی به سمت اقتصاد کینزی، بعدتر جابهجایی از اقتصاد کینزی به پولگرایی، و جابهجایی پارادایم در زبانشناسی مثلاً در حوزه زبانهای هندواروپایی.
💡 روانشناسی در تاریخچهٔ کوتاه خود، به گونههای متفاوتی تعریف شده است. اولین دسته از روانشناسان، حوزه کار خود را «مطالعه فعالیت ذهنی» میدانستند. با توسعه رفتارگرایی در آغاز قرن حاضر و تأکید آن بر مطالعه انحصاری پدیدههای قابل اندازهگیری عینی، روانشناسی بهعنوان «بررسی رفتار» تعریف شد.