مهین پیشه
مترادفها
حقیر کار، خوار پیشه
متضادها
شریفمنش، بزرگمنش
لغت نامه دهخدا
مهین پیشه. [ م ِ ش َ / ش ِ ]( اِ مرکب ) پیشه مهم و بزرگ. شغل خطیر:
دادگری مصلحت اندیشه ای است
رستن از این قوم مهین پیشه ای است.نظامی.
فرهنگ فارسی
پیشه مهم و بزرگ شغل خطیر
جمله سازی با مهین پیشه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بباید رفت و کردن اولت زود مهین بانوی را از خویش خشنود
💡 نخستین گفت ای چشم مرا نور مباد از تو مهین بانو دمی دور
💡 بر پایه کمتر عدوت باد به دنیا وز جامه دین خلعت تو دست مهین باد
💡 مهین خدیو محمد شه آفتاب ملوک سپهر عزّ و معالی جهان فهم و فطن
💡 وی برادر بزرگتر رضا رضایی و مهدی رضایی و آذر رضایی و مهین رضایی است که آنها نیز از اعضای دیگر سازمان بودند و به قتل رسیدند.
💡 مانتره ۲: بشود که با مهین پیام اندیشه برانگیز، جهان را تازه گردانیم