دزد پیشه
مترادفها
دزد، سارق، راهزن، کلاهبردار، شیاد
متضادها
امانتدار، پاکدست، درستکار
لغت نامه دهخدا
دزدپیشه. [ دُ ش َ / ش ِ ] ( ص مرکب ) آنکه پیشه اش دزدی باشد. که دزدی شغل و کار دارد. که به دزدی پردازد. که عمل و شغل او دزدی است: [ مردم ساروان به خراسان ] مردمانی اند شوخ روی و جنگی و دزد پیشه و ستیزه کار و بی وفا و خون خواره. ( حدود العالم ). این ترکان گنجینه مردمانی اند دزدپیشه، کاروان شکن و شوخ روی و اندر آن دزدی جوانمردپیشه. ( حدود العالم ). [ بلوچان ] مردمانی اند... دزدپیشه و شبان و ناپاک و خون خواره. ( حدود العالم ). کمیجیان... مردمانی اند دلاور و جنگی و دزدپیشه. ( حدود العالم ).
فرهنگ فارسی
آنکه پیشه اش دزدی باشد که به دزد پردازد.
جمله سازی با دزد پیشه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 آنکه گرگ دزد پیشه گردد از انصاف او در نگهبانی بره چون سگ چوپان امین
💡 آن مرد دزد پیشه که سالها در کوچههای تاریک شهر پرسه میزد، سرانجام توسط پلیس در جریان یک عملیات شبانه و بسیار حساس دستگیر شد.
💡 در داستانهای قدیمی، شخصیتهای دزد پیشه معمولاً با هوش سرشار و نقشههای پیچیده خود سعی میکردند از چنگال قانون و نگهبانان شهر فرار کنند.
💡 برخلاف تصور مردم، آن فرد دزد پیشه نه تنها به دنبال ثروت سریع بود، بلکه از انجام کارهای خلاف برای گذران زندگی لذت میبرد.