لغت نامه دهخدا
مداهنه کاری. [ م ُ هََ / هَِ ن َ / ن ِ ] ( حامص مرکب ) عمل مداهنه کار. رجوع به مداهنه کار شود.
مداهنه کاری. [ م ُ هََ / هَِ ن َ / ن ِ ] ( حامص مرکب ) عمل مداهنه کار. رجوع به مداهنه کار شود.
عمل مداهنه کار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مخالفين على عليه السّلام مى گويند: وى مرد شجاعت بود نه مرد سياست؛ زيرا او مىتوانست در آغاز خلافت خود، با عناصر مخالف، موقتا از در آشتى و صفا در آمده آنان رابا مداهنه راضى و خشنود نگهداردو بدين وسيله خلافت خود را تحكيم كند سپس به قلع وقمعشان بپردازد.
💡 اى امام مصلحان ! به راستى كه رستگار شدى، زندگيت را براى خداوند بخشيدى وخالصانه و موحدانه در راهش جهاد كردى، آرى، اى امام متقيان، رستگار شدى؛ زيرا درتمامى زندگيت، نه نيرنگ زدى، نه فريب دادى و نه مداهنه كردى، بلكه به سيدرسولان، پسر عمّت ( صلّى اللّه عليه و آله ) اقتدا كردى و با بصيرتى تمام پيشرفتى، حقا كه رستگارى بزرگ همين بود.