لاله ٔ سرنگون

لغت نامه دهخدا

لاله سرنگون. [ ل َ / ل ِ ی ِ س َ ن ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) نباتی است معروف که در باغچه ها غرس کنند. ( آنندراج ). اسم فارسی نباتی است معروف و در باغچه ها غرس میکنند پیاز او را چون با دنبه بالمناصفه کوبیده بجوشانند تا آب سوخته روغن بماند طلای او را جهت عرق النساء مجرّب یافته اند.( تحفه حکیم مؤمن ). لاله نگون. رجوع به لاله شود.

فرهنگ فارسی

نباتی است معروف که در باغچه ها غرس کنند

جمله سازی با لاله ٔ سرنگون

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هربار که بازیباز به حریف ضربه‌ای وارد می‌کند، یک امتیاز کسب کرده و پس از بدست آوردن امتیازات کافی، حریف سرنگون شده و داور تا عدد ۱۰ می‌شمارد و حریف ناک‌اوت خواهد شد.

💡 صبح عیش آل احمد تیره چون شام عزاست کی رواست سرنگون گردی فلک

💡 عراق پنج فروند جنگنده را در جریان جنگ ایران و عراق اجاره کرد که ۳ یا ۴ فروند آن برگردانده شد(آسیب و سرنگونی یک یا دو فروند گزارش شده‌است).

💡 او از نوامبر ۱۹۷۰ تا سرنگونی و مرگش در پی کودتای ۱۱ سپتامبر ۱۹۷۳ میلادی، رئیس‌جمهوری شیلی بود.

💡 این یک ز نی سرش به فلک رفته سربلند وین یک ز زین تنش به زمین گشته سرنگون

💡 کاش شدی واژگون رایت گردون دون چون علم شاه عشق شد بزمین سرنگون